ابراهيم عاملي ( موثق )
487
تفسير عاملي ( فارسي )
ظاهِراً وَلا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً ( 22 ) وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً ( 23 ) إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَقُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً ( 24 ) وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعاً ( 25 ) قُلِ اللَّه أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَه غَيْبُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَبْصِرْ بِه وَأَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِه مِنْ وَلِيٍّ وَلا يُشْرِكُ فِي حُكْمِه أَحَداً ( 26 ) معنى لغات : قيّم - مستقيم ، متصدّى كار مثل قيّم وقف يعنى متولَّى آن و قيّم زن يعنى شوهر او ، باخع - از مصدر بخع بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى از خشم يا اندوه نزديك بهلاك بودن و نابودى ، جرز - زمين بىگياه كه گياه در آن نرويد يا گياهش خورده باشد ، ضربنا على آذانهم - از مصدر ضرب على الاذن بمعنى منع از شنيدن و بخواب كردن ، شطط - زياده روى ، دورى از حقّ ، تزاور - يعنى كج ميشد و روى به چيزى ميآورد ، تقرض - از مصدر قرض بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى به طرف راست و چب كج شدن ، مجازات كردن ، فجوة - فاصله ى ميان دو چيز ، فضاى خانه ، زمين فراخ ، ورق كم - بفتح اوّل و كسر دوّم بمعنى پول سكّه دار . رجما بالغيب - يعنى به گمان سخن گفتن و بحقيقت چيزى نرسيدن . ترجمه : بنام خداوند بخشنده ى مهربان 1 ستايش خاصّ آن خدا است كه بر بنده ى خود كتابى چون قرآن فرستاد كه مستقيم است [ و نگهبان مردم ] بى - اندك كجى و نارسائى 2 تا بترساند از گرفتارى سخت خداوندى آن را كه نافرمان است و نويد دهد مؤمنين نيكوكار را كه آينده ى خوب در پيش دارند 3 و مزدشان زوال ندارد 4 و هم بترساند آن مردم را كه گفتند خدا فرزند دارد 5 با اينكه نه خود علمى دارند و نه پدرانشان داشتند چه زشت سخنى از دهانشان بيرون مىشود كه دروغ است و بس 6 و شايد تو افسوس خورى كه چرا مردمان ايمان ندارند 7 ،